ارزیابی کیفی یک جلسه تمرین ورزشکاران در باشگاه

ارزیابی کیفی یک جلسه تمرین ورزشکاران در باشگاه

 

 

نکاتی در باره بدنسازی در ماه رمضان

 
ورزشکاران هر کلام مشغول به تمرین اند. یکی از آنان با ورود به سالن تمرین مشغول اجرای پرس سینه شد. من که هنوز مفاصل خود را گرم نکرده بودم مشاهده کردم او تا مرز ۱۱۰ کیلو گرم هرمی به وزنه های پرس سینه خود اضافه کرده و تمرین می کند. و این مرحله بدون نرمش و کشش در حال انجام بود یعنی ضربان قلب عادی ۷۲ ضربه در دقیقه را او به ۲۰۰ ضربه در دقیقه رساندن. احتمالاً او در آینده به قلب خود نیاز ندارد. اگر پس از مدت کوتاه یا بلندی به پزشک قلب مراجعه نکند از مرگ جهیده است. آن دیگر پیداست مبتدی است. از رنگ پریده اش معلوم است شدیداً از شدت بالای ضربان قلب به زحمت افتاده است. آماده است تا اسکوات از جلو روی دستگاه اسمیت را اجرا کند. گفتم تشریف بیار جلو- سپس به طرفم امد. به صدای قلبش گوش دادم . چیزی نزدیک به انفحار بود. با آن وجود مصمم بود تا اسکوات از جلو را اجرا کند. گفتم ضربانت خیلی بالاست. استراحت کن بعد برو برای سست بعدی گفت آقا همیشه ضربانم بالاست. گفتم نزد پزشک برو. گفتم: رفتم پزشک. اظهار داشته: چیزی نیست. گفتم: اشتباه کرده. نزد پزشک دیگر برو. سن اش ۱۸ سال بود. او حتماً در آینده نزدیک با مشکل قلبی موجه می-شود. سرانجام توصیه های لازم را به او کردم.
دیگری هم مشغول اسکوات از جلوست. با سابقه ای که از او سراغ داشتم گفتم چرا رکوردت کم است؟ چرا وقتت را تلف می کنی؟ گفت چشم و رکوردش را افزایش داد. دیگری هاک پا تمرین می کند. سرعت اجرا آنقدر آهسته بود که بالاتنه اش بلاتشبیه حمالی وزنه را در ذهن تجسم می کردم.
گفتم: سرعت را افزایش بده بگذار عضلات پا کار کنند قلب و بالاتنه ات را زیر وزنه به عنوان حمال حمل نکن.
آن دیگری نشسته است و خیره به کف باشگاه می نگرد. انگاری از داخل کشتی متعجبانه کوسه های اطراف کشتی را می بیند. گفتم به تمرین مشغول شو ضربانت را اجازه نده به حالت عادی باز گردد کمی استراحت کردی پیوسته به تمرین ادامه بده. روی بارفیکس برای اجرا شکم سرعت پاهایش آنقدر بالا بود که درگیر شکم به ۲۰ درصد هم نمی رسید. همچنین ارتفاع پاها را غلط اجرا می کرد. حرکت اصلاحیه را گفتم و سراغ آن دیگری رفتم.
او از حالت ایستاده، یک پا را جلو و پای دیگر را عقب کشیده است تا سرشانه ایستاده با هالتر از جلو را اجرا کند. انگاری پاها را برای حرکت لانج آماده کرده است و با همین پز تکرارها را اجرا می کرد. همه ی فشار وزنه ی هالتر بجای روی تردمیل می بینم که مشغول دویدن است هم پدر تردمیل را در می آورد و هم پدر خود را. به نیم تنه اش که نگاه می کنم، نیم تنه ی پری دریایی که به شدت باریک و باریکتر می-شود در ذهنم تجسم می کنم. این روش تمرین، تمرین کار با وزنه است فیتنس نیست.
بدن را باید بر اساس ضعف و شدت نقصان بدنی به صورت تقارن تمرین داد. باسن اش انگاری ذاتاً وجود نداشته است. به عبارتی انگار هنگام طبخ غذا توسط مادر با دست درازی به غذا باسن با کف-گیرهای مادر تخت تخت شده است. حال هم پدر خود و هم تردمیل را بدین علت در آورده تا احتمالاً چربی باسن را کاهش دهد!!!
جالب این جاست که بالاتنه اش آب و چربی فراوان دارد و به عبارتی او به شدت تمرین لازم برای کاهش چربی و آب زیر پوستی توجه نمی نماید.
سراغ نفر بعدی می روم. از شدت ضعف و لاغری به گرسنگان بلاتشبیه آفریقایی نزدیک است. می پرسم مکمل و غذا خوب می خوری؟ می گوید آقا یکی از چشم هایم می پرد رفتم دکتر گفته کراتین را نخور. جل الخالق!!!
او بجای تمرین اکثراً سرش تو لاک مبایل اش است.
آن دیگری هم دست کمی از نفر فوق ندارد یک ست تمرین کرده همچنان نشسته و با موبایلش ور می-رود یک ربع گذشته و هنوز نوبت ست بعدی نرسیده لخت هم نشسته، هوا هم شدیداً سرد است و انتظار دارد ۲ هفته آنفلانزا نشو. فریاد که زدم از جا جهید و گفت چشم آقا می روم برای اجرای سست بعدی سپس مشغول تمرین شد. لباسش را هم گفتم در حین تمرین به تن کند.
نوبت بهزاد می رسد. بدن پشرفته ای پیدا کرده و زحمت زیادی هم می کشد سال که دوازده ماه است آسیب دارد. یا شانه یا مچ یا ساعد یا …
گفتم بهزاد اینطور که تو دمبل ها را با فشار هر چه تمامتر در این اجرای تکنیک نگه می داری انگاری مسابقه طناب کشی داری، این شدت انقباض، سبب آسیب های توست. مطمئن باش کسی از تو دمبل ها را نمی گیرد اینقدر سفت و سخت آنها را نگیر. آنقدر محکم گرفته ای که بدنت دارد ویبره می شود. ویروس اش به مهدی هم منتقل شد و او هم همان نقطه ای آسیب دیده که بهزاد دیده است. داستانی داریم با این بچه ها…

 

چگونه عضلاتی بدون چربی داشته باشیم